header icons کتابفروشی زمینه

singleblogimage

انقلاب که شد، هر دو بیکار شده بودند، پاکسازی شده بودند. باید کاری برای خودشان دست‌وپا می‌کردند. تصمیم گرفتند در همان خانه‌شان، در روزهایی که دچار قرنطینه اجباری بودند، «زمینه» را راه بیندازند، یک انتشارات خانگی. سرمایه اولیه آن، 100هزار تومان بود و جز آن دو، 8نفر دیگر هم، از قرارِ نفری 10هزار تومان سرمایه گذاشتند. کتاب اول‌شان شد، «روزهای خون، روزهای آتش» که عکس‌های بهمن جلالی بود از انقلاب. کتاب به چند چاپ رسید. حالا دیگر زمینه، سروصدا کرده بود. «آبادان که می‌جنگد» و «عکاسی سیاه و سفید» را هم از جلالی چاپ کردند. اما اختلافات پیش آمد و شرکا کنار کشیدند. حالا کریم و گلی مانده بودند و حوض‌شان؛ کریم امامی و بانویش، گلی امامی. اما آنان کنار نکشیدند. تصمیم گرفتند، حالا کاری تازه را تجربه کنند؛ کتابفروشی. آنها که هردو سال‌ها در انتشارات فرانکلین و بعد سروش، فعالیت کرده بودند و کتاب با پوست و گوشت و استخوان‌شان عجین و قرین شده بود، این کار، برایشان غریب نبود، اگرچه شاید برای اطرافیان و دوستان‌شان عجیب بود. کتابفروشی زمینه ایجاد شد؛ بیست‌وسومِ مردادِ شصت‌ودو. محلش، جنوب میدان تجریش بود. خیابان مقصودبیک، حوالی چهارراه حسابی. قبل‌ترش، آنجا شعبه‌ای از بانک صادرات بود که از انقلاب به‌این‌سو متروکه مانده بود، چون آتش زده بودندش. خیلی‌ها تقبیح‌شان کردند. آن‌موقع کتابفروشی محلی چندان معنا نداشت و همه به راسته مقابل دانشگاه می‌رفتند. شاید مثلا فقط کتابفروشی آزاد در خیابان وصال بود که شیرین اتحادیه در سال پنجاه‌وهشت راه انداخته بود و کتابفروشی ایران که لیلی گلستان سال شصت در محله دَروس تاسیس کرده بود.
اما این زوجِ کتاب‌شناس، کتابفروشی‌شان چنان بر سرِ زبان‌ها افتاد که پنجشنبه‌ها جای سوزن انداختن نبود. شده بود پاتوقِ اهالی فرهنگ، در آن سرخوردگی آن‌سال‌ها. اصلا همان چهارراه حسابی، خیلی زود میان اهالی فرهنگ به چهارراه کتابی معروف شد. گلی امامی در نوشته‌هایش، از حضور کسانی چون امیرحسین جهانبگلو، محمدحسن لطفی، بابک احمدی، محمود حسابی، احمد مصدق، محمد مقدم، داریوش شایگان، ایرج افشار، کیکاووس جهانداری، عبدالرضا هوشنگ مهدوی، محمود دولت‌آبادی، محمد بهمن‌بیگی، بیژن جلالی، عزت‌الله فولادوند، عباس کیارستمی، مسعود کیمیایی و همسرِ آن زمانش نام می‌برد. خیلی‌ها اصلا از شهرستان می‌آمدند برای آن. بسیاری با زمینه کتابخوان شدند یا به مدد پدرومادرکتابخوان‌شان به آنجا می‌آمدند و وقتی بزرگ شدند از زمینه نوشتند.

آنها که فیلم‌باز هستند و با «شب‌های روشن» فرزاد مؤتمن، خاطره‌بازی کرده‌اند، حتما یادشان می‌آید صحنه‌هایی از فیلم را در آنجا، که شاید تنها فیلمی باشد که به قدرِ چند ثانیه از سردرِ زمینه وجود دارد. جایی که در همه بمباران‌های سال‌های جنگ، یک روز هم تعطیل نشد، حتی آن‌وقت که موشک به پانصدمتری‌اش خورد.
این کتابفروشی، یک ویژگی دیگر هم داشت و آن، فضای خودِ کتابفروشی بود. قفسه‌هایش باز بود و موضوعی، تقسیم‌بندی شده بود و مشتری، تکلیفش روشن بود. اتفاقی که تا آن زمان کمتر در کتابفروشی‌ها رخ داده بود. افزون بر این، باید از مهم‌ترین وجه ممیزه زمینه هم یاد کرد که دیگر تکرار نشد. امامی‌ها چون خود‌شان، به قول سیدفرید قاسمی، کتابنده بودند، فهرست کتابفروشی‌شان را تدوین و تنظیم کرده بودند و این اتفاق، در همه 18‌سالِ زمینه، گاهی توسط خود امامی، یا به‌دست همسرش و یا در آن اواخر ازسوی هردوشان رخ داد و چنان مرجع و منبع بود، که نه‌فقط 300نسخه آن نایاب می‌شد، که حتی در خارج از کشور هم تکثیر می‌شد. «از میان کتاب‌های تازه» چنان کرد که در جهان فارسی‌زبان، زمینه شهره شد. امامی در این مجموعه که آن‌را رایگان در اختیار مشتریانش قرار می‌داد، مفیدومختصر، آنچه را لازم بود، به خواننده می داد و البته لحنی که وقتی بر کاغذ می‌لغزد، آن‌را خاصِ او می‌کند.
اینها و البته کار و کارنامه امامی در سال‌های حضور در روزنامه کیهان و بعد انتشارات فرانکلین و سپس رادیوتلویزیون ملی و نشر سروش و در نهایت کتابفروشی زمینه و بدایعی که در هریک از این عناوین که حضور داشت، پدید آورد، نشان از آن دارد که او به‌واقع یک شخصیتِ نهادساز بود. اهل سرسری‌کار کردن نبود. همه‌چیز را اصولی پیش می‌برد و به‌سبب همین خصلت هم، هرچه کرد ماندگار شد، چون پی‌ ساخت.
کتابفروشی زمینه 18‌سال بعد تعطیل شد و صاحب فرهیخته و فرزانه‌اش نیز، 4 سال پس از آن به ابدیت پیوست اما تأثیری که گذاشت و نسلی که از قبل آن کتابخوان شد، تا همیشه در خاطر و خاطره اهالی فکر و فرهنگ ایران باقی خواهد ماند، حتی حالا که دیگر نیست.

آنها که فیلم‌باز هستند و با «شب‌های روشن» فرزاد مؤتمن، خاطره‌بازی کرده‌اند، حتما یادشان می‌آید صحنه‌هایی از فیلم را در آنجا، که شاید تنها فیلمی باشد که به قدرِ چند ثانیه از سردرِ زمینه وجود دارد.

header icons

نوشته های اخیر

مشاهده همه

blog image
دن کیشوت ترجمه محمد قاضی (چاپ قبل انقلاب) – انتشارات نیل

دن کیشوت – انتشارات نیل چاپ اول (جلد گالینگور با روکش، قطع رقعی) عنوان کتاب: دن کی . . .

blog image
خیام اسفندیاری

کتاب خیام اسفندیاری از نفيس ترين و بهترین رباعیات خیام به كوشش سرهنگ اسفندياري به . . .

blog image
قرآن آریا مهری – قرآن پهلوی

قرآن آریامهری یا قرآن پهلوی قرآنی است که در سال ۱۳۴۴ خورشیدی به فرمان محمدرضا پهلو . . .

blog image
تو مپندار که در فکر تنم

سروده ای زیبا و قابل تامل شعر سرطان وطن!سروده مجتبی کاشانی تو مپندار که در فکر تنمن . . .

header icons دیدگاه کاربران
  1. 89bets
    تاریخ: 20 بهمن 1404

    89bets is where it’s at! Been playing on 89bets for a while now. The platform is user-friendly and offers a decent range of games. Decent odds too. Give it a shot 89bets

  2. H2 rewards — now we’re talkin! Everyone loves rewards Right? Good luck out there. Check it out here: h2 rewards

  3. Alright, let’s talk rr88slot. Gave it a spin and had some fun times. It’s worth a shout if you’re in the mood to chill. rr88slot

  4. ae8888
    تاریخ: 21 بهمن 1404

    Anyone else tried ae8888? Heard the odds are pretty decent! ae8888

  5. tot88vn
    تاریخ: 27 بهمن 1404

    TOT88VN? Yeah, I’ve checked it out. It’s decent, especially if you’re into the Asian-themed stuff. Here link: tot88vn

  6. Heard about Play Karo and decided to give it a whirl. Site’s pretty clean and easy to get around. Seems legit so far. play karo.com

  7. f8beta
    تاریخ: 5 اسفند 1404

    Anyone tried f8beta lately? Seeing some buzz. I gotta say, it’s catching my attention. Find out more here: f8beta

  8. Alright, lemme tell ya about fairspinrtp. This one seems promising. I’m definitely checking it out! Check it out too: fairspinrtp

header iconsدیدگاه شما

از طریق پیشخوان حساب خود می توانید لیست محصولات خریداری شده را مشاهده کرده و حساب کاربری و رمز عبور خود را ویرایش کنید